تبليغاتX
عشق مانند هـــــوا جاری ست تو نفس هـــــایت را کمــــــــی جانانه بکـــــــــش ●•• დ ஜ فانوس احساس დ ஜ ••●


●•• დ ஜ فانوس احساس დ ஜ ••●

درد و دل
دل نوشته های دیروزم
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
یاضامن آهــــــو

 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


تولد هشتمین اختر آسمان امامت مظهــــر سخاوت


امام رضا (ع)  به همه ی شما دوستای گلم تبـــریک و تهنیت میگم

 

 

اینم صلوات خاصه امام رضا

اللهم صل علي علي بن موسي الرضا المرتضي،

الامام التقي النقي و حجتک علي من فوق الارض

 و من تحت الثري، الصديق الشهيد، صلاه کثيره تامه

 زاکيه متواصله  متواتره مترادفه کافضل ما صليت

 علي احد من اوليائک.

التماس دعا

یا امام رضا

  اغنیا مکه روند و فقـــرا سوی تو آیند

 جان عالم به فدایت که تو حج فقــــرایی

 

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: پنجشنبه هفتم آبان 1388
|+|
پاییــــــز

 

پاییِِِِِِـــــــز آمد ومهرش رو آغاز کرد ودرخت زندگیمون شروع کرده

به ریزش برگای زردی که دیگه جاشون تو  لحظه های من و تو

نیست وقتی برگای دلتنگی می ریزه

یه حس یهو میاد سراغم اون وقت كه به خودم میگم فراموش نکن

ثانیه های که تو داری از دست میدی مثل برگای این درخت

تو پاییـــــز لحظه های تو میریزه پس خوب حواستو جمع کن که

برگشتی تو کار نیست و عمــــرت مثل چشم به هم زدنی تموم میشه

 

وبه قول دکتــــــر شریعتی

وقتی برگا میریزن که فکر میکنن طلا شدن

من چیستم؟

لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب

که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان

در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

 

 

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: جمعه دهم مهر 1388
|+|
چه زود دیر می شود

  

خدایا چقدر در عوض ثانیه های پر مهرت دل را در پس کوچه های گناه کشیدم

 و چقدر در عوض مهربانیت نامهربانی کردم خدایا تو همیشه دستانم را گرفتی

 اما من دستانت را رها کردم و دست در دست شیطان وجودی خویش  دادم

 و حکمت و تقرب خداییت را بر بی مهریت نسبت دادم خدایا بر من ولحظه های من

 تبسم وجودی تو همیشه استوار وجاریست حسم را برایت مینویسم

ای که میدانی و میخوانی هر آن چه هست

خداوندا هر آنچه دارم که از آن توست را ، در این ماه بر نگاه مهربانت ارزانی می کنم

ونماز دوستی با تو را در قنوت عشقت زمزمه می کنم بار خدایا امروز هر آنچه در قالب

این کلام می نویسم حس پاکی است که غرور را از خود رانده وبدون هیچ بزرگی در

منصب دنیایی خویش بر، کوچکی خود اعتراف می کند خداوندا در سحرهای دلنواز

رمضانت اشک چقدر بی پروا خود را مهمان میکند وتضرع در درگاهت چه حس

آرامشی را بر من ارزانی میدارد دل در مجیـــــــــر شبها می خواندت 

اجـــــرنا من النار یا مجیــــــــــر

انگار پای زمان کند می شود تا بر نگاهت مهمانم کند و بر ثانیه های

 پر گناه سدی شود

 خداوندا حال احساسم خوب نیست اما حس احساسم خوب است

 چون این الفاظ  بدون هیچ تامل و تدبری کاغذ سفید بی جان را سیاه میکند

 تا از سیاهی دل بیکاهد و بارش اشک امانی برایم نمی گذارد

 در سجده های ذالجلالیت دیگر حضورت را به صراحت در قاب نگاهم میبینم اما چه دیر...


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
|+|
شعبان عشق

سلام دوستاي گلم اين روزا روزاي شاديه، روزاي توسل روزاي اميــــــد

هيچ وقت اميــــــدتو از دست نده که خـــدا تو شعبان ماهش بيشتر بهت نزديکه

قول بده وقتي به فانوس احساسم سر زدي هر وقت سر سجاده ي عشق نشستي

 نماز عشق خوندي تو قنوت لحظه هات منم ياد کني عاجـــزانه التماس دعا دوست گلم

 

تولد امام حسين(ع)

تولد حضرت ابوالفضل (باب الحوائج)

و تولد امام سجاد (ع)

مبارک



نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: دوشنبه پنجم مرداد 1388
|+|
سلام دوستای گلم....

سلام دوستای گلم امیدوارم تو این گرمای تابستون دلای مهربونتونم پر از گرما و آرامش باشه

دوستای گلم امــــــروز اومدم تا یه وبلاگ بهتون معرفی کنم تا بهش سر بزنید

به حیاط خلوت قلب غـــــــزل سر بزنید و واسه دل تنگیاش مرهم بذارید

یادتون نره که نظرای شما تو این وبلاگ خالی از لطف نیست

در آخر صمیمانه از محبتتون ممنونم

آدرسش : http://divarearezoha.blogfa.com

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388
|+|
پدرم

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ما سوا فکندي همه ي سايه ي هما را

دل اگر خدا شناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم من به خدا قسم خدا

 

پدرم تمام احساسم را در قالبي به نام عشق ودر سبدي

 به نام عاطفه به تو تقديم ميکنم دوستت دارم و روزت مبارک

پدر

 

تو معناي اميد ،زندگاني

تو معناي طلوع هر بهاري

تو معناي دل ديوانگان را

تو تعبير شه رزمندگان را

پدر اي همدمم ،بود و نبودم

پدر اي تو تمام تار و پودم

پدر اي خسته معراج هستي

منم ديوانه ات اي عشق مستي

پدر تو حامي عشق و محبت

پدر تو مظهر ايمان و همت

پدر آرامش شب هاي بي جان

پريشانم ،پريشانم، پريشان

که کردم گاه گاهي نغمه ايي سر

ببخشايي مرا اي منجي صبر

در آخر اي پدر تو ناب نابي

و همراه علي مرتضي ايي

   

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: یکشنبه چهاردهم تیر 1388
|+|
مـــــــادرم

آسمان عشق خانه هاي وجود ،حضورت چه زيباست

تولد گوهر يکتاي خلقت حضرت فاطمه ي زهــــــرا با نام پر صلابتت

 بسيار همخواني داردتو را سپاس مادرم و بسيار دوستت دارم اي آسمان وجودم

 

 

سلام ولادت حضرت زهرا و روز مادر مبارک

يه دست نوشته آمدم منتظره حضورت هستم

مـــــــــادر 

 

تو مفهوم کلام انبيايي

تو معراج هـــــزران کربلايي

تو اي مادر صفا و عشق خانه

منم ديوانه ي هر کوي و لانه

تو عشقي ،عاشقي عاشق تريني

منم ديوانه ات تو بهتريني

تويي مفهوم مهـــر و مهرباني

تويي مفـهـو م قلب بي نشاني

منم ديوانه ات عاشق ترينم

الهي من بميرم تا نبينم

رودخاري به دستت اي عزيزم

الهي من فدايت اي حبيبم

تو عرضه مي کني عشق و محبت

تو فتوا مي دهي ايمان وعفت

تو خورشيد اميد آشنايي

تو ميعاد هــــــزران اشتياقي

خداوندا اميد بي پناهان

منم مجنون او در عصر ايمان

در آخر مادرم شرمنده ي تو

تو هستي بهترينه بهترينها

 

 

 

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
|+|
فانوس احساس من

 

سلام مسافراي عاشق اينجا فانوس احساس منه چه ميل داريد يک کم محبت يه

 مقدار صداقت کمي مهربوني ومقداري..........

اينجا شهر فرنگ هم چي داريم اما مهم اينه که من و تو از زندگيمون چي

مي خوايم آيا آدم سختگيري

 هستيم يا نه همه چيزو آسون مي گيريم آخه ما معتقديم که بايد آسون

بگريم تا آسون بگذره به هر حال

زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست

هر کسي نغمه ي خود خواند از صحنه رود

صحنه پيوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

 

و تو با حضورسبزت با گرمي نگات و با صداقت کلامت مي توني که

 پيوستگي وخرمي رو تو پس کوچه هاي دلاي عاشق فانوس احساس به جا

 بذاري

 

 آره با تو هستم مسافر فانوس احساس من

 

 

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
|+|
يا مقلب القلوب والابصار

ساعت ۳:۱۳صبح روز جمعه سی اسفند ماه 1387 بودو من هفت سين

 حضورت را در سفره ي نگاهم گستراندم

زمستان رفته بود و بهار لحظه هايمان را اجاره كرده بود

ومن هم به افتخارتازه مهمانمان بهار سفره ي مفصلي از

 تمام آرزوهاي خوب را چيدم

سيب،سبزه،سماخ،سنجد،سمنو،سيرو سكه را كه هر

سال مهمان سفره ي حضورش ميكنم

وماهي قرمزرا در كنار قرآن مي گذارم تا با چرخش ماهي قرمز

 به دور تنگ كوچكش تحول عميقي را در وجود خود و تو بيابم

ووقتي ثانيه هاي دست پاچه زمان شروع سال نو را نويد داد

با هم مي خوانديم

 


يا مقلب القلوب والابصار

يا مدبرو الليل و النهار

يا محول حول والاحوال

حول حالنا الا احسن والحال

 


سلام دوستاي عزيزم خوش آمديد

سال نو مبارك اميدوارم سالي پر ازشادي

 وموفقيت پيشه رو داشته باشيد

اين دل نوشته ي همراه باطنز منو

مهمون نگاه گرمتون كنيد وفانوس احساس

رو گرمه محبتتون

 

سلام سلام دوستاي خوب و مهربون

سال نوروتبريك ميگم به توعزيزبي نشون

اميدوارم تو سال نو هميشه آسمون باشي

قلبه كسي رو نشكني با همه مهربون باشي

غصه  هارو   دور  بريزي  از تو   دلت

تبسمو هلش بدي به اون لباي خوشگلت

به آدما كمك كني ،به خودت افتخار كني

پليديو ،كثيفي رو پيش همه تو خار كني

اينا نصيحت دله گوش مي كني آسموني

اگه اونو قبول داري، ميتوني تو وبلاگ بموني


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: شنبه یکم فروردین 1388
|+|
خدايا.........

 

خدايا اين روزها سرم رابر روي شانه هايت مي نهانم

 و نوازش نگاهت را مي خواهم وقتي بر درگاه ابديتت مي شتابم

 ونماز عشقت را مي خوانم چهره ام را خيس مي يابم به دنبال نگاه

پر عطوفتت نشسته ام و دستان خالي ام را بر روي آسمانت گشو ده ام

 واز تو ياري مي خواهم ياري ام کن اي مهربانم

آن گاه صدايي آرام را مي شنوم که درونم به آرامي نجوا مي کند

بنده ام من با توام وتو نمي داني که چگونه گاهي براي خطرهاي ناگوار

 سدي ايجاد نموده ام تا سيلاب مشکلات جان و روانت را نخراشد

اي مهربان خدايم در سال جديد همـــــراه با تحول طبيعتت تحول

 عميقي را بر من ولحظه هاي من عطا بفرما

امين يا رب العالمين

 

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

يا به معناي دگــر يک انقلاب

عشق يعني غصه هاي زندگي

لحظه لحظه عاشقي شرمندگـي

عشق يعني سجده هاي بي غروب

باخدا بودن کنارش شاد وخوب

عشق يعني آينـــــه فرياد آب

آتش آکنــــــده از اخلاص ناب

عشق يعني واژگـــان ادعـــــا

لابه لاي عطر آگـــين دعــــــا

عشق يعني سجــــده گــاه کبريا

در حضورش پاک ،خوب، بي ريا

 

 

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تولدت مبارک

 

                 وقتي روز تولد آدما ميرسه حس قشنگي تو وجود شون رخنه مي كنه

               آدم فكر مي كنه تو اون روز خاص واسه ديگران يه جوره ديگه ايي مثل

                طـــــراوت باروني مي مونه كه گاهي تو كويره لحظه هامون مي باره

            مثل شمعي مي موني كه حتي با نور كمش گاهي تاريكي دلاي

               غم گرفتمونو روشن مي كنه ومثل بادي مي مونه كه با آمدنش

            گاهي ابراي دل تنگي رو از روي دل و ذهنمون مي بره آره

              تولد آدما قشنگه اما قشنگ تر از اون حس لطيف كسائيكه

 تو رو به ياد دارن وبهت مي گن

 

 

   

 تولدت مبارك ايشالا 120 ساله شي 

 

  

 

 

 راحله ی عزیزم بیست وچهارمین

               بهـــــــــار زندگيت  مبارک           

 

                تولد تولد تولدت مبارك                      مبارك مبارك تولدت مبارك    

                      

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن

و چه اندازه شیرین است امروز

روز میلاد

روز تو

روزی که تو آغاز شدی

 

 

با هفت آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

فقط میخوام بهت بگم تولدت مبارک !

       

 

 

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: شنبه دوازدهم بهمن 1387
|+|
بی تو هــــرگز

وقتی اشکی از چشمات سرازیر می شه انگار رودخانه ی نگاهت

در هجوم غصه ها به طغیان افتاده که روان وجوشان اما گــرم به

 روی گونه هات رد میزاره راستی دلیل گریه هایت چی بود  که

 وقتی روی بالش گرم نگاهت آرامیدم خیس شدم از تمام آنچه

در تو بود وآرام گریستم از گریستنت

تو چطور اون همه اشک رو به سرخی چشمانت دعوت کردی

 و چاه دل تنگی هاتو پرکردی هر چی فکر می کنم دلیلش رو

 پیدا نمی کنم شاید دوباره تو دادگاه قلبت منو محاکمه کردی وبرام

 حکم صادر کردی دلیل گریه هاتو نمی دونم ولی میدونم که بی تو میمیرم

بی تو هــــرگز

 

 

 

دوستای عزیزم سلام عزاداری هاتون قبول باشه

و لحظه هاتون همیشه پر امیـــــــد

بازم اومدم پیشتون با دست نوشته ایی از احساسم

 آشیونه نگاتونو اینجا بسازید که مینای فانوس احساس منتظر فروده

 

هميشه در پس خيال براي حرفهاي تو

دلم گرفته مجلسي به پاي حرفهاي تو

ترنم نگاه تو به من اميد مي دهد

آرامش نگاه تو به جاي حرفهاي تو

صداقت کلام تو براي من محبت است

عبور لحظه هاي ناب صداي حرفهاي تو

غريبي سلام تو مرا شکنجه مي کند

ولي تمام شعر من فداي حرفهاي تو

 


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: دوشنبه بیست و سوم دی 1387
|+|
حرفاي آخر
:: مواظب خودتون باشيد ::

< بازم به من سر بزنيد >

راستي به شهر عشق هم سر بزنيد: Http://mina63.Blogfa.Com
ردپاي نگاتو جا گذاشتي دوست خوبم؟

***** *******